شنبه بیست و هفتم 1 ۱۴۰۱ | 15:42 | سید محمود نجاتی حسینی[خراساني] -
1 و 1:نگاهی از منظرجامعه شناسی های"امیددینی،انتظارانقلابی،منجی گرایی اعتراضی"a
سید محمود نجاتی حسینی(خراسانی )b
***
خلاصه بحث
طرح بحث«مهدویت و انقلاب:نگاهی از منظر جامعه شناسی های"امیددینی،انتظارانقلابی،منجی گرایی اعتراضی»؛تلاشی است علمی،با نگاه جامعه شناختی - برای فهم آن مکانیزم فرهنگی اجتماعی و سیاسی که منجربه نتایج حاصل از عقیده به"منجی دینی موعود"در جامعه و این جا و اکنون شده است.بنابرین،آن چه در درون این ساختارعقیدتی و اجتماعی فرهنگی و سیاسی و به تبع آن دربافتار زیست جهان معتقدان به "منجی گرایی دینی و موعود گرایی انقلابی"رخ داده است و رخ میدهد و رخ خواهد داد؛قاعدتا و منطقا می تواند با این مکانیزم نیز فهم شود.اما برای فهم خود این مکانیزم مانیازمند ترسیم فضای مفهومی هستیم که مولفه های سازنده مسیرهای جامعه شناختی هستیم که این مکانیزم را ایجاد می کنند .
این مسیرهای جامعه شناختی، همان گونه که در عنوان بحث نیز مرتب شده اند عبارتنداز :
جامعه شناختی، همان گونه که در عنوان بحث نیز مرتب شده اند عبارتنداز :
«ایمان دینی(این اعتقاد سازنده که باید جامعه ای داشت و ساخت سرشار از خداوند و آموزه های الاهیاتی او)؛تخیل دینی(تصویر پردازی دینی وفرهنگی اجتماعی از یک اتوپیا وجامعه آرمانی و وضع مطلوب سرشار از اخلاق و معنویت و عدالت و برابری و آزادی و امنیت و عقلابنت و مدنیت و بهزیستی بناشده بر اعتقادات دینی)؛امیددینی(اطمینان دینی و اعتماد اجتماعی به این که چنین اتوپیایی محقق شدنی است و رسیدنی و با شرایطی نیز قابل دسترسی معتقدان)؛انتظار دینی(این که معتقدان به اتوپیای دینی باید هم چنان منتظر موعود و منجی باشند به عنوان راهبر به سمت اتوپیا سازی)؛اعتراض دینی(این که معتقدان باید برای اتوپیاسازی و هموار نمودن مسیر منجی موعود جهت راهبری به سمت اتوپیا ، شرایط انقلابی لازم را فراهم کنند)؛عمل انقلابی(این که معتقدان اتوپیا خواه و منجی گرا و موعودگرا و منتظر ظهور راهبر، باید از طریق بر هم زدن نظم و وضع موجود و اگر می توانند براندازی نظام سیاسی موجود ، زمینه را برای ظهور وبروز موعود و منجی و راهبر هموار و برای استقرار اتوپیا نیز مهیا سازند» .
بنابر این به طور خلاصه و مختصر و مفید،خط سیرهای جامعه شناختی این مکانیزم به صورت یک پیوستار پویا (در حال تحول دائمی )و پایا ( ماندگار و با ثبات ) وسازا ( موثر وکارآمد ) است ؛به این صورت که :
«از ایمان دینی آغاز شده و به میانجی و وساطت تخیل دینی- امید دینی - انتظار دینی به سمت اعتراض دینی عزیمت نموده و نهایتا نیز به عمل انقلابی منجر میشود» .
کلید واژه
جامعه شناسی مهدویت/ایمان دینی/تخیل دینی/امید دینی/انتظار دینی/اعتراض دینی/عمل انقلابی.
***
منظرهای بحث:جامعه شناسی های دین و دینی/ معارف شیعی(کلام- الاهیات - فقه)
منظرهای مختلفی به روی بحث از"مهدویت"وضمایم آن(قاعده غیبت صغری و کبری امام زمان،نواب اربعه امام عصر درزمان غیبت کبری ، اصل انتظار،عقیده فرج،خصایص منتظران،شرایط فردی وجمعی ظهور ومانند آن)گشوده است.زین میان دو منظرعقیدتی وفرهنگی اجتماعی هم چنان جذاب و قابل تامل هستند :
آ) منظر کلامی الاهیاتی با محوریت "معارف شیعی" .
ب )منظر علوم اجتماعی با محوریت "جامعه شناسی های دین و دینی".
اولین منظر"متون عقیدتی"حدیث شیعی" و"دعای شیعی" است.درمتون حدیث شیعی معرف ترین کتاب دربحث ازمهدویت"اصول کافی"است[ثقه الاسلام محمدتقی کلینی(1375)اصول الکافی ،ترجمه وشرح فارسی از آیت ا... کوه کمره ای،تهران،سازمان تبلیغات 1،انتشارات اسوه،6 جلد].
جلدهای2و3 کتاب"اصول کافی" با عنوان " کتاب های حجت 1 و2 حاوی باب هایی متنوع و متکثر درباره موضوعات مرتبط با امام زمان و احادیث مرتبط با آن است، مانند باب های:«نیاز به حجت،خالی نبودن زمین از حجت، شناخت امام زمان ، صفات امام زمان،در باره آنانی که امام زمان رادیده اند، درباره غیبت امام زمان،در باره قیام قائم آل محمد،در باره " توقیت" یا وقت تعیین کردن برای ظهور امام زمان و "وقاتون" یا افرادی که به دروغ وعده ظهور می دهند».
ازحیث"دعای شیعی" نیزتعدادی از"زیارات" و"دعاها"مخصوص امام زمان عج است.مانند«زیارت آل یاسین"،" زیارت سرداب مقدسه"ودعاهایی مانند دعای" عهد، ندبه ، فرج ».[ناصر مکارم شیرازی(1386 ) مفاتیح نوین ،قم،انتشارات مدرسه علی ابن ابی طالب ع].
علاوه بر اینها ادبیات "مهدویت پژوهی"نیز در ایران در یک دهه اخیربسیار رایج شده است.برا ی نمونه می توان به این چندپرتال اشاره نمود که حاوی این نوع ادبیات هستند:[کتابخانه دیجیتال مهدویت www.mahdilib.ir/کتابخانه دیجیتال نورwww.noorlib.ir پرتال تبیان مهدویت www.tebyanemahdaviyat.ir ].
این منظر"مطالعات اجتماعی فرهنگی" مهدویت است وعمدتا مباحث جامعه شناسی های دین ودینی درخصوص "منجی گرایی ، موعود گرایی وهزاره گرایی " missianism and millianiarism را شامل می شود.از این میان به صورت خاص تاکید ما بر رویکرد جالب توجهی است که " هانری دروش" کشیش و جامعه شناس دینی فرانسوی( 1914-1999) ارائه داده است با عنوان "جامعه شناسی تخیل و امید"و برخی از مفاد آن درکتاب زیر آمده است:[سارا شریعتی مزینانی(ترجمه و تالیف)(1386)هانری دروش- جامعه شناسی درمواجهه بادین ، تهران، نشر کوچک ] .
ما با استفاده از "جامعه شناسی امید دینی"(عنوانی که ما برای بحث از "جامعه شناسی مهدویت" انتخاب نموده ایم) تلاش خواهیم نمود خاستگاه های فرهنگی اجتماعی و سیاسی مرتبط با" اصل انتظار و فرج در مورد امام زمان "را از دو منظر عقیدتی دینی ( کلام و الاهیات - معارف شیعی ) و معرفتی علمی ( جامعه شناسی ها ی دین و دینی ) به شرح موصوف نشان دهیم.
از این نظر ابتدا خلاصه ای از نظریه "جامعه شناسی های تخیل و امید " sociologie d,imaginaire sociologie de l,esperance /را معرفی خواهیم نمود؛ سپس درمتن این بحث " اصل انتظار ظهور موعود " وارسی خواهد شد.آن گاه با وارسی فشرده متون عقیدتی شیعی( احادیث کتاب کافی و دعاهای وصف شده مرتبط با مهدی موعود منجی ) تلاش خواهد شد به صورت مقایسه ای نکاتی نیز یادآوری شود.
***
[1 ] جامعه شناسی های "تخیل - امید – انتظار- اعتراض" و منجی موعود
هانری دروش معنای اجتماعی انقلابی قابل توجهی از" تخیل"imagination را به کار می گیرد که با معنای معمولی آن بسی متفاوت است. به نظروی"تخیل"عملی اجتماعی است که از خلال ان می توان به مطالعه اعتقادات ،نمادها ،اسطوره ها ، باورها پرداخت. دروش بر آن است تا نشان دهد تخیل اجتماعی فرهنگی ازمنظر جامعه شناسی دینی تعیین کننده مسیر ومحتوای زمان حال و نیز عامل گشودن آینده های ممکن ومحتمل برای اجتماع معتقدان ومومنان است.هانری دروش به این معنا در"جامعه شناسی دینی امید وتخیل" ، الاهیات وفلسفه اجتماعی را با جامعه شناسی دینی پیوند میدهدتا بتواند تصویری اجتماعی فرهنگی ازتخیل ونیز تفسیری انقلابی از امید به دست دهد.
دروش مقوله " امید "hope را مشتمل برسه نوع جریان سازی می داند: پیمان بستن عقیدتی اجتماعی(دین گرایی)؛طرح پروژه برای اعتراض به وضع موجود (اتوپیا گرایی)؛انتظارکشیدن برای داشتن وضع مطلوب (هزاره گرایی ،موعود گرایی ،منجی گرایی).به طوری که ملاحظه می شود،از دل " جامعه شناسی امید دینی " می توان شاهد بروز سه جریان اجتماعی فرهنگی عقیدتی بود: " ایمان – اعتراض – انتظار " .
می دانیم که این هرسه" امیدساز و یاس ستیز" اند.به قول خود هانری دروش،" امید" فرد وجامعه را به تغییر وضع موجود و رفتن به سمت وضع مطلوب فرا می خواند. از طریق جریان " دین و ایمان گرایی" ،پیمان انسان و خداوند شکل می گیرد ؛ زیرا دین فقط باور اعتقادی و ذهنی صرف نیست بل نیروها ی متراکمی نیز دارد که می تواند تغییر هم ایجاد نماید. لذا ایمان معتقدان می تواند امید به بقای هم راه با سعادت و معنویت واخلاقیت را ارمغان بیاورد.این ها همگی مرهون ومدیون آن پیمان ومیثاق الهی است که انسان به آن دل بسته است .
به اصطلاح هانری دروش دراین باره اگرخوب تامل نماییم،خواهیم دید که دین فقط بهlogie (امر شناخت ) منجر نمی شود بلکه به orgie ( امرساختن)هم می انجامدولذا دین نه تنها با "جامعه – شناسی" socio-logie مرتبط است بلکه با "جامعه – سازی" socio-orgie هم پیوند می خورد.
به همین منوال"امید دینی"درقالب اتوپیاسازی نیز عمل می کند،یعنی کنشگر اجتماعی وجامعه معتقد تلاش می کند تا وضع مطلوب را مهیا نماید.به نظر دروش این عمل از سه طریق وطی سه مرحله متوالی و مرتب تحقق می یابد:
اول- مرحله "آلترنانس":یعنی ازطریق تناوب میان رویاسازی و واقعیت و این که کنش گران دائم با تصور نمودن وحتی رویا پردازی به آرزوهایشان دامن می زنند.مهم ترین این آرزوها آمدن " موعود و منجی" است خواه موعود یهودیان و خواه مسیح،موعود مسیحیان و خواه مهدی صاحب الزمان ،موعود مسلمین و خاصتا شیعیان امامیه .
دوم- مرحله "آلترکاسیون" :یعنی مرحله درگیر شدن با واقعیت موجود.اشتیاق کنشگر به نبود وضع موجود او را وادار می کند تا با آن چه که هست بستیزد.لذا کنش گران منتظر و ارمان خواه با نظام های اجتماعی سیاسی موجود به بهانه مطلوب نبودن و یا ممانعت تراشی بر سر راه ظهور "منجی موعود" مخالفت می رزند.
سوم- مرحله "آلترناتیو":یعنی مرحله براندازی وضع موجود و برساختن وضع مطلوب.شک و تردید کنش گران منتظر وارمان خواه باعث میشود تا " فلسفه انتظار معترضانه" شکل بگیرد.زین سبب کنش گران تلاش می کنند با بسیج افکارعمومی اجتماع مورد نظرشان راکه شایسته ظهور "منجی موعود"نیز هست تدارک ببینند.دراین جا است که " اتوپیا " utopia یا آرمان شهر باید ساخته شود .
البته هانری دروش معتقد است که همه کنش گران ارمان خواه و اتوپیایی یک دست نیستند و یک دست نیز عمل نمی کنند ؛هر چند آنان از حیث آرمان خواهی و باور به ظهور "منجی موعود" مشترک اند .اما برخی از این کنش گران " اتوپین" اند(آرمان خواه اند utopian)یعنی فقط به صورت ذهنی آرمان خواه و موعود گرایند؛در حالی که برخی دیگر از آن ها " اتوپیست" هستند(آرمان زیست اندutopist) یعنی به شدن درگیر درعمل انقلابی اجتماعی هم هستند.
به عبارتی به نظر ما برخی اهل "آرمان خواهی عقیدتی" اند( آرمان خواهان دژوره) و برخی اهل "آرمان گرایی عملی" اند(آرمان گرایان دفاکتو).برخی از شیعیان فقط حرف از "مهدی موعود منجی" می زنند اما اهل عمل نیستند ! در حالی که برخی دیگر از شیعیان تلاش می کنند این عقیده را به عمل نزدیک کنند؛ و اگر می توانند با عمل رادیکال انقلابی زمینه های آمدن منجی موعود را فراهم کنند.
در این جا جلوه سوم " امید " که همان " انتظار" است رخ می دهد.از منظر جامعه شناسی های دین و دینی ،اصل انتظار با دوجریان اجتماعی عقیدتی همراه می شود :"هزاره گرایی" (اعتقاد به این که درهر هزاره منجی خواهد امد ) ،" موعود گرایی و منجی گرایی" ( باور به این که شخص متشخص وموصوف به صفاتی خاص آن گونه که ادیان ابراهیمی وعده داده اند برای نجات بشریت خواهد آمد).
درروایت اخیرکه کلا مذهبی وعقیدتی است "مسیح موعود" و " مهدی منجی"سوژه اصلی موعودگرایی و منجی گرایی اند.از منظر جامعه شناسی امید دینی ، البته به روایت هانری دروش،می توان دو نوع جریان هزاره گرایی و موعود گرایی را تشخیص داد:
آ) "پیشا هزاره گرایی".این ها ظهور"موعود منجی"را وابسته به تقدیر و خواست الاهی می دانند و معتقدند منجی موعود دفعتا و ناگهانی به اذن خداوند خواهد آمد.این بینش نسبتا درنزد شیعیان منفعل غیرانقلابی (مانند "انجمن حجتیه" ای ها)،و البته با تفاوتهایی که مقتضی ایران اسلامی است ،بیش وکم به صورت یک الگوی دینی غالب – قالب درامده است و احتمالا وجود آن در ایران اسلامی کنونی و در نزد برخی گروههای اجتماعی سنت گرا نیز متصور است .
ب)"پسا هزاره گرایی".این ها ظهور"موعود منجی" را وابسته به شایستگی و تلاش و خواست انسانی می دانند و معتقدند منجی موعود تدریجی و بسته به کمال و شایستگی های منتظران خواهد آمد.این بینش نیز نسبتا و البته با تفاوتهایی که مقتضی ایران اسلامی است اما درنزد شیعیان فعال رادیکال و انقلابی(مانند گروههای اجتماعی از مسلمانان شیعی که جزو کنش گران انقلاب اسلامی 57 شدند) بیش وکم به صورت یک الگوی دینی غالب – قالب درآمده است.هم چنین وجود این الگو درنزد برخی"جنبش های اعتراضی اجتماعی جدید"new social movements در ایران اسلامی کنونی نیز محتمل است .
با این وجود نقاط مشترک این دوجریان فکری عقیدتی و بعضا سیاسی انقلابی سنت گرا ، درباور به «تحقق ملکوت خداوند برزمین،رفع ظلم،اقامه عدل»توسط "منجی موعود"است. واین ها همه عمدتا و بیش و کم همان نکاتی است که درمتون عقیدتی اسلامی و معارف شیعی در باره"مهدی موعود "نیز آمده است .
***
[2 ]آرمانهای جامعه شناختی، معارف شیعی و مساله انتظار مهدی(منجی موعود )
همان گونه که گفته شد،جلدهای2و3 کتاب"اصول کافی" با عنوان " کتاب های حجت 1 و2 "حاوی باب هایی متنوع و متکثر درباره موضوعات مرتبط با امام زمان عج و احادیث مرتبط با آن است.می دانیم که تا اندازه ای متفاوت از نگاهی که در جامعه شناسی های دین ودینی در زمینه بحث از" هزاره گرایی و موعود گرایی و منجی گرایی" رایج و شایع است؛درمطالعات دینی سنتی ما،نگاه به مساله" ظهورمنجی ومهدی موعود عج" تابع الزامات عقیدتی خاصی است. برای نمونه مراحل سه گانه موردنظردر"جامعه شناسی تخیل- امیددینی " هانری دروش(آلترنانس،آلترکاسیون،آلترناتیو)چندان ممکن است با ماهیت سنتی "انتظار فرج امام زمان" درمیان شیعیان هم خوانی کامل نداشته باشد.
خصوصا از لحاظ این که دراین روایت ها ما صرفا با اتوپین ها(آرمان خواهان) مواجهیم که صرفا به صورت ذهنی منتظرند وعملا ازاتوپیست ها(یا آرمان زیستان) که به صورت عملیاتی درپی تحقق مدینه فاضله شایسته ظهور منجی موعود باشند چندان خبری نیست.بگذریم از این که - به نظر ما البته - در نظریه ارزنده هانری دروش جای خالی مفهوم – پدیده "آرمان سازان" خالی است و این حلقه مفقوده از قلم افتاده است .
منظور ما از"آرمان سازان" ایدئولوگ ها وتئوریسن های عقیدتی فکری هستند که در فرمت هایی مانند "اسلام گرایی انقلابی" یا "نواندیشی دینی" و حتی به نظر ما فرم "روشن گری دینی"(که درایران سالهاست به اشتباه "روشن فکری دینی" می نامندش)ایده سازی می کنند و می توانند "اتوپین ها" و "اتوپیست ها" ی موردنظر و موضوع بحث هانری دروش را به هم پیوند دهند.یعنی هم برای اتوپین ها خوراک فکری رادیکال و عقیدتی انقلابی فراهم کنند و هم برای اتوپیست هانیز برنامه عمل عقلانی و نقشه راه مدنی سیاسی طراحی کنند.
به نظر ما این طور میرسد که تا جایی که به شرایط کنونی انقلاب وایران اسلامی و متضیات ج.ا.ا برمی گردد ؛در حال حاضر در ایران کنونی و در این مقطع تاریخی حساس وفق شواهدتجربی مستند موجود ( به ویژه با توجه به حضور جریان ساز"جنبش اعتراضی 1401")هرسه شکل«اتوپینی-اتوپیستی– اتوپیاسازی»(آرمان خواهی و آرمان زیستی و آرمان سازی) در فرمت"غیردینی"آن(و نه لزوما"ضد دینی" )که ما با احتیاط تئوریک می توانیم گفت که یک فرمت"سکولاریستی رادیکال اعتراضی "است، وجود دارد ؛ که توجهی به منجی گرایی و موعود گرایی به معانی گفته شده در آن مشاهده و ملاحظه نمی شود . و یا اگر در بطن آن چنین ایده های دینی از «موعود گرایی - منجی گرایی - مهدویت » پنهان شده است می توان گفت به سختی چنین "آرمان دینی شیعی " در آن قابل دریافت است.
نظر شخصی من این است که در پس و پشت این نوع شکل فرهنگی اجتماعی سیاسی شده«اتوپینی - اتوپیستی- اتوپیاسازی سکولار » درایران کنونی و این جا و اکنون ما ، می توان یک نوع "جنبش پساهزاره گرایی ناسیونالیستی" ملاحظه نمود که ایده های خاستگاهی آن"فرهنگ سیاسی ایران گرایی باستان "است تا "اسلام گرایی شیعی سنتی " از نوع آن چه منجر به انقلاب اسلامی57 شد.
به نظر ما دلیل جهانی شدن رسانه ای این "جنبش پساهزاره گرایی ایرانی" و استقبال ومشارکت گسترده جامعه میلیونی ایرانیان خارج از کشور( به ویژه در اروپا و امریکا و کانادا و استرالیا ) دراین جنبش را نیز بیشتر باید در توجه و تمرکز و تاکید آن بر "ایران گرایی" دید تا "اسلام گرایی" و "شیعه گرایی" .
بنابراین از حیث تاریخی درایران معاصر و در این میان "پروژه انقلاب اسلامی1357 " یک استثنای فقهی سیاسی است از اتوپیست ها وآرمان زیستانی که معتقد بودند درراستای "انتظار" باید" اعتراض" نیز داشت و دست به عمل هم زد (آن چه که تئوریسین انقلاب اسلامی و ایدئولوژیست شیعی و جامعه شناس دین،علی شریعتی مزینانی ( 1312-1356 )به عنوان" شیعه مذهب اعتراض – انتظار " / " شیعه حزب تمام عیار" نامیده است). واین "آلترناتیو"ی بود به عنوان یک انقلاب دینی که با داعیه هایی در خصوص تشکیل حکومت دینی به نیابت از امام زمان عج مطرح شد.بگذریم از این که وفق برخی روایت های فقهی از نقش شیعیان در زمینه سازی برای ظهور منجی موعود صرفا بر" اتوپینی بودن" تاکید شده است تا "اتوپیست" بودن .
باری ازجمله احادیث موثق شیعی در باره مساله "مهدویت" می توان به باب های:« نیاز به حجت،خالی نبودن زمین از حجت ، شناخت امام زمان ، صفات امام زمان،در باره آنانی که امام زمان رادیده اند ، درباره غیبت امام زمان ، در باره قیام قائم آل محمد،درباره" توقیت" یا وقت تعیین کردن برای ظهور امام زمان عج و"وقاتون" یا افرادی که به دروغ وعده ظهور می دهند» اشاره نمود.
اما برای نمونه می توان به برخی از این احادیث پرداخت. باب نیاز به حجت(الاضطرار الی حجه)[ج 2 ، ح1 ،ص 14 : لزوم نماینده و رسول و امام برای بیان مقاصد خداوند و هدایت بندگانش جهت رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی ].باب خالی نبودن زمین از حجت(ان الارض لاتخلو من حجه)[ ج 2 ،ح 1 ، ص 51 : امام صادق ع – زمین بدون امام نیست ].باب شناخت امام (معرفه الامام ) [ج 2 ،ح5 تا 7 ، ص 52 : بدون حجت ، حق از باطل شناخته نشود و زمین بدون امام درخود فرو می رود]. باب اشاره نص امام حسن عسکری ع بر حجت [ج2، ح 13 ، ص 533 :گفت جانشین پس از من حسن است ؛گفتند به چه تعبیرش کنیم ، گفت ، به حجت از آل محمد ص // ح 3 ، ص 535 : امام حسن عسکری ع پسرش را نشان داد و گفت او امام پس از من است/ ح 5 ،ص 536 : برای آن حضرت پسری امد و نامش را م ح م د گذاشت در سال 256 هجرت ]. باب انانی که حجت رادیده اند (فی تسمیه من رآه )[ج2، ص 536 : عمرو اهوازی می گوید ،امام حسن عسکری ع اورا به من نشان داد و گفت این امام شماست ].بابی کیمیاب درباره غیبت(باب النادر فی الحال الغیبه) [ج 2 ، ح 1 ،ص 551 : از امام صادق ع نقل است که گفت- بندگان به خدا نزدیک ترند و خدا از انان فراتر است در حالی که حجت خدا از میان انان گم شده است و اورا نتوانند دید؛و جای اورا نیز ندانند؛ و باز معتقد باشند که حجت خدای از میان نرفته است؛ و میثاق و پیمانش باطل نشده است ؛دراینحال هر بام داد و هر شام گاه د رانتظار فرج او باشیدزیرا سخت ترین موقع خشم خدا وقتی است که حجت خدارا از دست بدهند و او رانیابند .خدا می داند که دوستان حجت شک نمی کنند در غیبت وی ،و اگر چنین بود و شک می کردند خدای حتی یک چشم به هم زدن نیز حجت را پنهان نمی داشت ]. باب غیبت [ ج 2 ،ح 6 ،ص 565 :امام صادق ع گفت - مردم امام حجت شان را نیابند اما او به هر حجی حاضر باشد و مردم او را نبینند و او مردم را ببیند // ح7 ، ص 567 : امام علی ع گفت - در اندیشه نوزادی ام از پشت من ، او یازدهمین فرزند من است مهدی نام، که زمین را پر از عدل و داد خواهد نمودپس از ان که پر از ظلم و جور خواهد شد، با او برخی گم ر اه شوند و برخی راه جویند// ح 9 ، ص 569 : امام صادق ع گفت – قائم ما پیش از قیام غیبتی دارد صغری ،به خاطر آن که بیم از کشته شدن دارد// ح 10 ، ص 569 : امام صادق ع گفت – اگر شنیدید امام صاحب الامر عج غایب شده است منکرش نشوید ]. باب کراهت درخصوص وقت گذاری برای ظهور مهدی عج(کراهه التوقیت)[ج3 ،ح 1 ، ص 11 : دروغ گفتند وقت گذاران (کذب الوقاتون )برای ظهور مهدی ، ما وقت گذار نیستیم فقط خدا می داند وبس]. .
***
[3] مانیفست دعای شیعی و انتظار منجی موعود
بخش متعارف و شایع تری از معارف عقیدتی اسلامی شیعی که به موضوع و مضمون مهدویت ارجاع می دهد ،"دعاهای" شیعی است . در این دعاها ، که به نظر ما معمولی ترین و مردمی ترین ادبیات در دسترس معتقدان است ،مساله امام زمان ع و ضمایم موضوعی ان از قبیل «انتظار،فرج ،وضع مطلوب ،اثار مثبت ظهور ، وظایف منتظران ظهور ، نقش ملتزمان قیام قائم آل محمد»امده است .
تو گویی این دعاهای شیعی به معتقدان وداعیان و درخواست کنندگان ظهور این خط فکری واعتقادی را می دهد که تنها " منتظر عقیدتی " باشند و نه "معترض عملی".لذا این نکته نیز قابل تامل است که در دعاهای شیعی مرتبط با امام زمان ومهدویت علی الظاهر آن هم با قرائت سنتی می توان فقط ردپایی از"آلترنانس"(تناوب رویا با واقعیت ذهنی)و"اتوپینی"(آرمان خواهی صرفا ذهنی وعقیدتی) دید؛تا جا پای "اتوپیستی"(آرمان زیستی عینی و عملی) و" آلترکاسیون و آلترناتیو".
باری با این وجود،دعاهای شیعی مهدویتی به طرزی جالب توجه وقابل تامل، سرشاراند ازمضامینی توصیفی تبیینی در باره امام زمان و آثار ظهور؛ که چنان چه قرائت مدرنی ازان ها داشته باشیم می توانند نشانه هایی از " اعتراض برعلیه وضع موجود بی منجی موعود " در کنار " انتظار وضع مطلوب با منجی موعود" به دست دهند.
نمونه هایی ازاین نوع دعاهای شیعی یا مضمون مهدویتی را می توان در زیاراتی مانند«آل یاسین ،سرداب مقدسه، زیارات دوم تا چهارم امام زمان ع » ودعاهایی مانند « عهد، ندبه،فرج » ملاحظه نمود.درتمام این ها چند مضمون مهم و کلیدی دائما برای تثبیت حقانیت ودرستی" فلسفه اجتماعی امید شیعی" مبتنی بر« انتظار وغیبت و فرج مولا صاحب الزمان عج» با زخوانی ،بازتولید و بازاندیشی می شود.نمونه هایی را با هم مرور می کنیم :
1 – زیارت آل یاسین
آ) السلام علیک یا باب ا...،یا خلیفه ا...، یاحجت ا...، یا تالی کتاب ا..، یا داعی الی ا..،
ب) السلام علیک یا بقیه ا...فی ارضه ،یامیثاق ا...الذی اخذه و وکده ،یا وعد ا.. ضمنه
ج)القائم باقسطک ،و الثار بامرک،ولی المومنین و بوار الکافرین و مجلی الظلمه
د)الذی یملاء الارض عدلا و قسطا ،کما ملئت ظلما و جورا
ه)و اقصم به الجبابره الکفر و اقتل به الکفار و المنافقین
و)اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و اتباعه و شیعته
2- زیارت سرداب مقدسه و ان وعدک فیک حق، لا ارتاب لطول الغیبه ،و بعد الامد منتظر متوقع لایامک انت نظام الدین و یعسوب المتقین و هو عهدی الیک و میثاقی لدیک و اطلع به الحق بعد الافول اللهم املاء الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا
3- زیارات دوم تا چهارم امام زمان ع اللهم طال لنا الانتظار ،و شمت بنا الفجار ،و صعب علینا الانتصار اللهم ارنا وجه ولیک فی حیاتنا و بعدالمنوناستودعک ا...ایها الامام ،الذی یفوز به المومنون ،و یهلک علی یدیه الکافرون المکذبون السلام علی مهدی الامم ،و جامع الکلم ،وخلف السلف السلام علی بقیه ا.. فی بلاده ، و حجه علی عباده السلام علی حجت القائم المهدی المنتظر،مذل الکافرین المتکبرین الظالمین
4- دعای عهد و ندبه اللهم بلغ مولانا ؛ الامام الهادی المهدی ،القائم بامرک اللهم اکشف هذه القمه عن هذه الامه به حضوره اللهم عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا این بقیه ا.. التی لاتخلوا منه العتره الهادیه این المنتظر لاقامه الامت و العوج و این المرتجی لازاله الجور و العدوان و این المدخر لتجدید الفرایض و السنن این باب ا.. الذی منه یوتی این سبب المتصل بیت الارض و السماءعزیز علی ان اری الخلق و لا تری اللهم واقم به الحق و ادخص به الباطل .
***
نتیجه بحث
در روایت های جامعه شناختی «منجی گرایی و موعود گرایی»( عام و جهانی درسطح ادیان ابراهیمی و حتی آسیایی - مانند هندوبودیزم و زرتشتی گری و مانوی گری) و روایت "مهدویت گرایی"( خاص و بومی اسلام وتشیع)ما صرفا با اتوپین ها(آرمان خواهان) مواجهیم که صرفا به صورت ذهنی منتظرند وعملا ازاتوپیست ها(یا آرمان زیستان) که به صورت عملیاتی درپی تحقق مدینه فاضله شایسته ظهور منجی موعود باشند چندان خبری نیست.بگذریم از این که - به نظر ما البته - در نظریه ارزنده هانری دروش جای خالی مفهوم – پدیده "آرمان سازان" خالی است و این حلقه مفقوده از قلم افتاده است .
منظور ما از"آرمان سازان" ایدئولوگ ها وتئوریسن های عقیدتی فکری هستند که در فرمت هایی مانند "اسلام گرایی انقلابی" یا "نواندیشی دینی" و حتی به نظر ما فرم "روشن گری دینی"(که درایران سالهاست به اشتباه "روشن فکری دینی" می نامندش)ایده سازی می کنند و می توانند "اتوپین ها" و "اتوپیست ها" ی موردنظر و موضوع بحث هانری دروش را به هم پیوند دهند.یعنی هم برای اتوپین ها خوراک فکری رادیکال و عقیدتی انقلابی فراهم کنند و هم برای اتوپیست هانیز برنامه عمل عقلانی و نقشه راه مدنی سیاسی طراحی کنند.
به نظر ما این طور میرسد که تا جایی که به شرایط کنونی انقلاب وایران اسلامی و متضیات ج.ا.ا برمی گردد ؛در حال حاضر در ایران کنونی و در این مقطع تاریخی حساس وفق شواهدتجربی مستند موجود ( به ویژه با توجه به حضور جریان ساز"جنبش اعتراضی 1401")هرسه شکل«اتوپینی-اتوپیستی– اتوپیاسازی»(آرمان خواهی و آرمان زیستی و آرمان سازی) در فرمت"غیردینی"آن(و نه لزوما"ضد دینی" )که ما با احتیاط تئوریک می توانیم گفت که یک فرمت"سکولاریستی رادیکال اعتراضی "است، وجود دارد ؛ که توجهی به منجی گرایی و موعود گرایی به معانی گفته شده در آن مشاهده و ملاحظه نمی شود . و یا اگر در بطن آن چنین ایده های دینی از «موعود گرایی - منجی گرایی - مهدویت » پنهان شده است می توان گفت به سختی چنین "آرمان دینی شیعی " در آن قابل دریافت است.
نظر شخصی من این است که در پس و پشت این نوع شکل فرهنگی اجتماعی سیاسی شده«اتوپینی - اتوپیستی- اتوپیاسازی سکولار » درایران کنونی و این جا و اکنون ما ، می توان یک نوع "جنبش پساهزاره گرایی ناسیونالیستی" ملاحظه نمود که ایده های خاستگاهی آن"فرهنگ سیاسی ایران گرایی باستان "است تا "اسلام گرایی شیعی سنتی " از نوع آن چه منجر به انقلاب اسلامی57 شد.
به نظر ما دلیل جهانی شدن رسانه ای این "جنبش پساهزاره گرایی ایرانی" و استقبال ومشارکت گسترده جامعه میلیونی ایرانیان خارج از کشور( به ویژه در اروپا و امریکا و کانادا و استرالیا ) دراین جنبش را نیز بیشتر باید در توجه و تمرکز و تاکید آن بر "ایران گرایی" دید تا "اسلام گرایی" و "شیعه گرایی" .
بنابر این نوع ملاحظات و مقتضیات جامعه شناختی وصف شده،معتقدم که می توان و می باید یک برنامه پژوهشی و پروژه فرهنگی اجتماعی برای به مصالحه کشاندن مجدد اسلام وایران را پی گرفت ؛ با این هدف که همگرایی «جنبش پساهزاره گرایی» که متکی و مبتنی بر «فرهنگ سیاسی ایران گرایی باستان » است، با «جنبش مهدویت گرایی مبتنی بر اسلام گرایی شیعی علوی » را محقق ساخت.
این کار تنها از عهده یک «جریان نواندیشی دینی مدرن روشنگرانه انتقادی راهبردی"برمی آید که ملتزم ومتعهد و معتقد به شبکه «معنویت و اخلاقیت و مدنیت ومدرنیت»است.شخصا (به عنوان یک دین دین پژوه اجتماعی فرهنگی)به تحقق این امر مهم عقیدتی فرهنگی اجتماعی ،ملتزم و معتقد و مطمئن و امیدوارم .
a این 1 به 1 زیر ارائه شده است :
[دومین همایش "مهدویت و انقلاب اسلامی"(بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود )زاهدان: سه شنبه 9 اسفند 1401 ]
[email protected]
*ایده اصلی و برخی مفاهیم کلیدی این نوشتارطی سخنرانی در پژوهشکده(موسسه) مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (iscs)به مناسبت نیمه شعبان(چهارشنبه 29 -2-1395)طرح بحث شد.لازم است از اعضای هیات علمی این پژوهشکده(همکاران پیشینم)به خاطر ایجاد پویایی در بخش پرسش و پاسخ این سخنرانی وگوشزد نمودن برخی نکات اصلاحی برای توسعه بحث های آتی در این زمینه قدردانی کنم.خلاصه سخنرانی نیز قابل دسترسی اینترنتی در آدرس های زیر است :
https://www.mehrnews.com/news/4896280
https://www.for-mystudents.blogfa.com/post/300
b دین پژوه و مدرس جامعه شناسی دین / مدیرگروه دین انجمن انسان شناسی ایران .
[email protected]
http://www.for-mystudents.blogfa.com
telegram.me/@smnejatihosseini
twiiter.com/@smnejatihosseini
2045262 cell phone : 0912-
[email protected]
برچسب:
نویسنده: امیر بختیاری