پنجشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۳ | 18:56 | سید محمود نجاتی حسینی[خراساني] -
[معرفي كتاب نجاتي حسيني :گفتگوي علمي و آزادي آكادميك در تمدن ايراني اسلامي]
ناشر :مركزآينده پژوهي جهان اسلام / تاريخ نشر 1403

https://iiwfs.com/shop
https://iiwfs.com/product

- محتوای کتاب
- جهان علم ورزی و اندیشه ورزی علمی از ابتدای ظهور خود در جهان تمدنی باستان و دوران کلاسیک تا دوره مدرن کنونی همواره با موتور محرکه کنجکاوی علمی برای شناخت حقیقت انسان و جهان وطبیعت و جامعه و نیز تلاش خستگی ناپذیر دانش پژوهان برای کشف حقیقت زیستن در هستی به پیش رفته است.
- کاتالیست یا تسهیل گر این موتور محرکه نیز عمل و کنش آکادمیکی گفتگوی علمی آکادمیک انتقادی راهبردی کاربردی روشن گرانه میان دانش پژوهان از فرهنگ های مختلف با عقاید متنوع و مواضع متفاوت در فضاهای علمی مدرسه ای دانشگاهی پژوهشی بوده است.
- پیش شرط این گفتگوی آکادمیک نیز وجود آزادی آکادمیکی یا آزادی گفتگوی علمی یعنی فراهم بودن وبه رسمیت شناخته شدن آزادی اندیشه و عقیده و بیان و گفتگوی علیم بین دانش پژوهان در فضاهای علمی فکری فرهنگی بوده است.
- اگر چه "آزادی آکادمیک" به معنای گفته شده و آزادي علمي فكري در شکل کنونی و پیشرفته آن و به عنوان یک پدیده مدرن دانشگاهی فرآورده جهان،خصوصاً مدرنیته متأخر است؛ اما با این حال نفس " آزاد اندیشی" و "آزادي انديشه" برای کشف حقیقت - که بن مایه و نماد و نشانه و مقوم آزادی آکادمیکی امروزین ما است - در زیست جهان های علمی فلسفی تاریخی از جمله زيست جهان پايا و و پوياي دو تمدن ايراني و اسلامي ما از قدمت پاگیری برخوردار است.
- كه متأسفانه - مانند دهها مساله تاريخي اجتماعي مهم هنوز كاويده نشده و بازخواني نشده در اين دو تمدن مهم – شايسته تأمل تاريخي و تحليل جامعه شناختي است. به ویژه این که گفتگوی علمی و آزادی علمی از لحاظ تاریخی تمدنی و اجتماعی فرهنگی سیاسی همیشه با فراز و فرود و چالشها و تنگناها و معضلاتی نیز روبرو بوده است؛ که یا ناشی از ماهیت منازعه ای و مناقشه ای خود فضاهای علمی بوده است و یا متأثر از مواضع ایدئولوژیکی و عقیدتی دانش پژوهان بوده است و یا این که حکومت های وقت بنا به دلایل سیاسی و ایدئولوژیکی گفتگوهای علمی و آزادی علمی و آزادی اندیشه ورزی علمی را دچار قبض و بسط می کرده اند.
- از این رو در کتاب حاضر این موضوع و مساله اجتماعی فرهنگی مهم و وجوه متنوع جامعه شناختی آن از منظر های: "مطالعات مدرن ایران باستان" ، "مطالعات دانشگاهی" ، "جامعه شناسی تاریخی تمدنی علم " و "جامعه شناسی تاریخی علم ورزی در تمدن اسلامی" دوران کلاسیک و عصر سنت به دقت کاویده شده است.
- لذا در کتاب حاضر مروری فشرده بر کارنامه و ترازنامه "آزادی آکادمیک" و "گفتگوی آکادمیک" میان شبکه متنوع دانش پژوهان جهان تمدنی ایرانی اسلامی( فلاسفه و دانشمندان و عارفان و فقها و متکلمان و الاهیات دانان و ادیبان و دانش پژوهان اجتماعی) در دو زیست جهان تمدنی مهم – ایران باستان و اسلامی و فرهنگ اسلامی– انجام شده است.
- هم چنین تلاش شده است تا پاگیری و جاپای این آزاد اندیشی به قصدکشف حقیقت علمی فلسفی در جامعه ایران در آستانه مدرنیته، که خاستگاه زمانی و جایگاه مکانی شکل گیری مراکز علمی شبه دانشگاهی شده(دارالفنون و مدارس عالی سده 19 میلادی ) در سده 20 میلادی تاکنون(دانشگاه تهران :1317 ش / 1919م )است، نیز گزارش شود.
- در هر دو روایت تلاش شده تا اسلوب تاریخ اجتماعی دانشگاه –تاریخ کنش گری دانشگاهیان و ساختار دانشگاهی– با هم دیده شود. زین روی محتوای تئوریک و تاریخی و تجربی کتاب حاضر در قالب شش فصل سامان داده شده است:
- در فصل اول مسأله دانشگاه ایرانی و ایده آزادی آکادمیک بحث شده است. دراین فصل به ترتیب :« طرح بحث ، مسئله و ایده ، ایده مبنایی ،ايده تکمیلی و پروبلماتیک پژوهش» تشریح شده است.
- در فصل دوم مرور مختصر ادبیات آزادی آکادمیک با استفاده از ادبيات "مطالعات دانشگاهي"فراهم آمده است. دراین فصل نیز به ترتیب: « فضای مفهومی آزادی آکادمیک، تز فرسایش آزادی آکادمیک، تز تهی شدن رتوریک دانشگاهی و نهایتاً تز های آزادی علمی و آزادی آموزش ویادگیری ( Lernfreiheit / lehrfreiheit ) » توضیح داده شده است . و به چند پژوهش تجربی مهم مرتبط نیز ارجاع داده شده است .
- در فصل سوم نيز يك تحليل تاريخي اجتماعي جديد از آزادی آکادمیک در تمدن ایران باستان به استناد "مطالعات ايراني" ارائه شده است. در این فصل نیز موضوعاتی چون: « تناقضات و مناقشات امپراتوری ذهن و روح، آزادی آکادمیک در جهان تمدنی ایران باستان و عوامل ایده ای و عوامل رویه ای موثر بر آن» با استفاده از دو اصطلاح معروف در دیدگاه "جامعه شناسی شناخت ماکس شلر "بررسی شده است.
- در فصل چهارم نيز مسأله آزادی آکادمیک در تمدن اسلامی: متن هاي فرهنگي و مسأله «کدام علم ؟چگونه علم ورزی ؟ چه آزادی؟» وارسی شده است. لذا در این فصل نیز با یک نمونه گیری تئوریک معرف از متون و مولفان، متن های ادبی علمی مهم و سیره علم ورزی و گفتگوگرایی مولفان برجسته آن ها تحلیل متن و تحلیل گفتگو شده است.
- در فصل پنجم اما مسأله آزادی آکادمیک در جامعه اسلامی: بافتارهاي اجتماعي به صورتي مفصل با استفاده از تكنيك " تحليل متن" و ديدگاههاي "جامعه شناسي هاي تاريخي شناخت و ادبيات" و هم چنين چشم انداز "تاريخ انديشه" بازخواني شده اند.
- محورهای بحث در این فصل به این صورت است: «1- زمینه اجتماعی"آزادی اندیشی" در جهان تمدنی اسلام؛ 2- خاستگاه های مبنایی ديني گفتگوی آکادمیک ؛3- تکوین گفتگوی آکادمیک علمی؛ 4- منطق علم ورزی آکادمیک درجهان اسلام عصر سنت: ساحت هاي متضاد فلسفه، الاهيات، عرفان ؛5- جندي شاپور ايراني/بيت الحكمه اسلامي و روايت امكان انتقال گفتگوي آكادميك؛ 6- علم شناسي الاهياتي عرفاني مثنوي معنوي مولوي و گسست پارادايمي در گفتگوي آكادميك؛ 7- فقاهت اسلامي – شيعي مدرسي و امكان/ امتناع آزادي انديشي و گفتگوي آكادميك؛ 8- سنت های آموزش و پژوهش علم ورزی در جهان اسلام عصر سنت».
- و نهايتاً در فصل ششم نيز موضوع آزادی آکادمیک در ایران معاصر: آستانه شبه مدرنیته ايراني به استناد "مطالعات اسنادي" و نيز داده هاي پراكنده در ادبيات " تاريخ فرهنگي اجتماعي دانشگاه ايراني " در جامعه ایران در آستانه مدرنیته- سده ها ی 19 و 20 میلادی – روایت شده است. در این جا نیز این مضمون محورها بحث شده اند: « 1-آزادی گفتگوی آکادمیک درایران درآستانه عصرمدرن؛ 2-دارالفنون امیر کبیری: ازسکوت و اطاعت تا توطئه و بحران؛ 3- مدارس عالی مشروطه ای : از بحران تا خفقان؛ 4- دانشگاه تهران پهلوی اول: از خفقان تا خود سانسوری و فریاد؛ 5-دانشگاه تهران پهلوی دوم : از خفقان تا فریاد و سرکوب؛ 6-روایت هایی تاریخی از تجربه زیسته دانشگاهیان عصر پهلوی». هم چنین در انتهای فصل نیز دومساله اجتماعی «روایت های نبودآزادی آکادمیک؛ روایت های کمبود گفتگوی آکادمیک» هم تشریح شده است.
- اما مطالعه جامعه شناختي اين مسأله در "عصر ايدئولوژيك انقلاب اسلامي" و بر زمينه پر چالش "جمهوري اسلامي ايران " نيز مسأله جلد دوم اين كتاب است. پژوهشي كه اساس آن برتأمل تئوريك در باره شان و مقام آزادي آكادميك در "گفتمان دانشگاه اسلامي" (تيپ ايدئال دانشگاه از منظر انقلاب اسلامي) و "ايدئولوژي دانشگاه جمهوري اسلامي" (سندمصوب دانشگاه اسلامي) و ساختار "دانشگاه ايراني" (سازمان فضاي واقعي دانشگاه درايران كنوني) و نيز كاوش تجربي در"كنش گري دانشگاهيان ايراني" (استادان ودانشجويان) در زمانه و زمينه جمهوري اسلامي ايران (از1357 تا 1400شمسي) در مصاف با آزادي آكادميك است.
برچسب:
نویسنده: امیر بختیاری
تاريخ: شنبه
23 تير
1403 ساعت: 11:37